رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

عید امسال

سلام عشق مامان این چند روز با مامانی کلی کار خونه کردی اخه عزیزم نزدیک عید هست باید خونه رو تمیز کنم بابایی میگه کارگر بگیر  خودت کار نکن ولی رادوینم اصلا به دلم نمی چسبه احساس می کنم تمیز نمیشه.البته بابا احسان خیلی کمک میکنه کارهای سنگین رو انجام میده نمی زاره شما اذیت بشی.منم مراقبت هستم.راستی رادوین مامان چند روز مهمان داریم اخه مامان جونی(مامان خودم) خونشون رو عوض کردن تا خونه تکمیل بشه چند روزی رو پیش ما هستن .بوووووسسسسسسسسسس
15 اسفند 1390

خرابکاری مامان

عزیز مامان دیروز تصمیم گرفتم خونه رو کمی تمیز کنم تمام دستمالهای اشپز خونه رو انداختم تو سفید کننده یکدفعه بوی سفید کننده پخش شد. رادوینم نمی دونی چه حالی شدم اومدم نشستم تا به وبلاگت سر بزنم اما کل اتاقو کثیف کردم اینقدر بالا اوردم که لپ تاپ بابایی  و فرش تمام کثیف شدن. بیچاره بابایی ظهر که اومد همه رو شست .میدونم پسر گلم تو هم اذیت شدی دیگه این کار رو نمی کنم . ...
10 اسفند 1390

برای تو می نویسم

پسر قشنگم گل مامان برای تو می نویسم برای تو که شادی زندگیمان هزار برابر کردی برای تو که بدانی من و بابایی چقدر دوستت داریم نمی دونم ایا همه مامان های دنیا اینقدر عاشق هستند؟ از خدا تشکر میکنم که موهبت مادر شدن رو نصیبم کرده عزیزم بهشت من  همین زندگی شیرینی هست که با تو دارم  عاشقتم منتظرم تا تو بیایی     ...
1 اسفند 1390